عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
624
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
كتاب و حكمت نعمت مهينه است ، پس آنچه باز گفت ارشاد ايشان را باز گفت كه ندانستند . وجهى ديگر گفتهاند : كه تفضيل و تخصيص كتاب و حكمت را باز گفت ، و بيان شرف آن را در ميان نعمتهاى ديگر ، چنانك جاى ديگر ملائكه را بر عموم ياد كرد آن گه ديگر باره جبرئيل و ميكائيل را بذكر مخصوص كرد ، تفضيل ايشان را بر فريشتگان ديگر . وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ الآية . . . - اين آيت در شأن معقل بن يسار المزنى آمد خواهر خود را به مردى داد آن مرد وى را دست باز داشت ، زن در عدت شد ، داماد پشيمان گشت ، وى را باز خواست ، معقل گفت : « اقررت عينك بكريمتى فطلقتها » چشم ترا روشن كردم به خواهر گرامى خويش آن گه وى را طلاق دادى ، ثم جئت تسترجعها ، بعد از آن آمدى وى را مىباز خواهى ! و اللَّه لا رجعت اليك ابدا . به خدا كه هرگز با تو نيايد ، اين آيت آمد مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بر معقل خواند . معقل گفت - رغم انف معقل لامر اللَّه و رسوله ، و زوّجها منه و كفّر عن يمينه . عضل - منع - باشد ، و الدّاء العضال هو الدّاء المنيع على المتطبّب . إِذا تَراضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ - يعنى اذا تراضيا بينهما ، كه اين زن و اين مرد هر دو رضا دادند بباز رسيدن با هم بِالْمَعْرُوفِ بنكاحى حلال و مهرى جايز ، و پذيرفتند كه با يكديگر باقتصادتر روند ، و به چشم تر و نيكوتر ، شما كه قيّمانيد ايشان را باز مداريد ، كه به نكاح باز شوى خويش ميگردند . ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ الآية . . . - اين نهى عضل كه كرديم و راه كه نموديم پندى است كه خداى ميدهد گرويدگان را بخداى و روز رستاخيز . ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ وَ أَطْهَرُ اين شما را نزديكتر و سزاوارتر ، او را كه يكديگر را ديده باشند و پشيمانى چشيده ، از شوى نو كه ناديده